خانه / تحلیل بازی / آنالیز دیدار آرسنال و چلسی

آنالیز دیدار آرسنال و چلسی

آنالیز دیدار آرسنال و چلسی

یک آرسنال محتاط و یک چلسی آماده

نویسنده : میثاق شفیعی

کاری از گروه فنی تاکتیکال آنالیز

2018 , august 23

 

احتیاط و احتیاط و احتیاط این خلاصهٔ عملکرد هجومی آرسنال در دو بازی گذشته است.

تیم امری با ۴-۲-۳-۱ شدیدا محتاطانه بازی می‌کند. مشخص است که آرسنال با سه هافبک خلاق و البته متفاوت می‌تواند تنوع و خطر زیادی در حملات داشته باشد همین باعث شده که امری به حملات کم تعداد اما خطرناک روی بیاورد.

با وجود گرانیت ژاکا یک متخصص پاس نباید نگرانی بابت حفظ توپ داشته باشند اما در این بازی دیدیم که عملا ژاکا از جریان بازی خارج شده بود.

 آرسنال معمولا با پنج بازیکن حمله می‌کند. مهاجم، سه هافبک تهاجمی و یک مدافع کناری که هیچ یک از هافبک‌های دفاعی پیش‌روی نمی‌کند. ژاکا برای رهایی از فشار یک سوم دفاعی تا بتواند پاس‌ها را با تمرکز بیشتری دریافت کند و گندوزی برای خنثی کردن ضدحملات عقب می‌ماند. چلسی پیش از این‌که فوتبال مالکانه‌ای ارائه دهد، خیلی سریع توپ ‌را در مناطق مختلف به گردش در می‌آورد و این احتیاط (عدم نفوذ گندوزی) بی دلیل نبود. اما این تعداد کم بازیکن در حمله اجازهٔ بالاتر بردن تیم و البته فشار بیشتر روی ژاکا را به چلسی داد. اینجاست که تفاوت دو تیم مشخص می‌شود. کانته هافبکی با خصوصیات تدافعی در چلسی با جلو رفتن خطوط حریف‌را عقب تر می‌برد. تاثیر این کار مشهود بود. جورجینیو با ۱۰۵ لمس توپ فقط دو توپ از دست داد.

در این بازی تفاوت فوتبال با چند سال گذشته‌را دیدیم. ابتدا قواعد بازی از برگشت سریع به پرس سریع توپ تغییر کرد و امروزه تیم‌ها نه فقط در لحظهٔ انتقال بلکه در زمان دفاع هم از جلوتر کار را شروع می‌کنند. همین کار باعث اضافه شدن انتقال در فازهای جدیدی به بازی شده. انتقال از فاز اول دفاعی به فاز دوم و همین‌طور در حملات. چلسی در انتقال به فاز بعدی حمله نسبت به شروع فاز دوم آرسنال در دفاع سریع‌تر بود و این باز هم مربوط به همان عقب بردن خطوط حریف توسط کانته می‌شد. در چنین شرایطی جورجینیو و البته لوییز که کمک زیادی به بازیسازی تیم می‌کرد، فضا و آزادی بیشتری برای ارسال پاس و شکستن دفاع حریف داشتند. تفاوت پرس دو تیم در جاگیری مدافعان بود.

چلسی مدافعان با سرعت پایین در اختیار دارد و با عقب بردن آنها ضعف‌شان برطرف می‌شود تنها مشکل فضای بین خطوط است که آن‌هم با هوش و دوندگی کانته پوشش دادند. اما آرسنال با تکیه بر سرعت بیشتر مدافعان خط آفساید را جلو تر می‌برد. همین پیش‌روی خط آفساید باعث شد که هافبک‌ها و البته مدافعین وسط چلسی که در ارسال پاس نسبتا مهارت خوبی دارند، ارسال‌های زیادی به فضای پشت‌آن‌ها داشته باشند که دوبار کار دستشان داد.

و اما آرسنال؛ آن‌ها هم در زمان انتقال از فاز اول دفاع به فاز بعدی چلسی‌ را آزار دادند. چلسی برای عقب نگه‌داشتن مدافعانش، هنگام پرس به‌جای دوندگی در طول زمین برای فشار، دوندگی عرض بیشتری داشت. شبیه کاری که گواردیولا فصل پیش انجام داد. آرسنال با ارسال‌های قطری به کناره‌ها برای دو وینگر سریع و تکنیکی تیم هم تعویض منطقه را انجام می‌داد و هم پیش‌روی می‌کرد. حالا هافبک‌های چلسی برای برگشت باید مسافت زیادی طی می‌کردند و وینگرهای آرسنال هم با حرکت پا به توپ سریع فاصلهٔ خط دفاع و هافبک این تیم را افزایش می‌دادند و بعد با یک ارسال به فضایی در این فواصل بین دو خط موقعیت می‌ساختند که چند بار اوبامیانگ این فرصت‌هارا از دست داد.

از انتقال فاز های دفاع که بگذریم، فشردگی عرضی چلسی در دفاع هم وجود داشت و بارها به فضای کنار آلونسو منطقه بازی تعویض شد و میخیتاریان به دلایل دید و حالت بدنی بهتر او را از جریان بازی خارج می‌کرد.

در نیمهٔ دوم آرسنال بیشتر عقب رفت. همچنین توریرا با تخریب بیشتر وارد شد و حملات تیم که هم محتاطانه و آرام و هم با تعداد کم بازیکن بود، کمی سریع‌تر و ریسکی‌تر شد. دیگر ژاکایی از عقب حمایت نمی‌کرد و حرکت تیم بیشتر رو به جلو بود. با عقب رفتن آرسنال نقش پدرو در تیم ساری بهتر دیده شد. او همان پدروی بارسلونای پپ بود. با جاگیری های حرفه‌ای و فرار های بدون توپ برای گلزنی. پدرو دو برابر موراتا مهاجم نوک تیم شوت زد. دیگر اسپانیایی تیم یعنی آلونسو هم نقش‌های متفاوتی داشت. قبل از این ویلیان برای کمک به عبور از پرس حریف عقب می‌رفت و بلرین را با خود می‌برد که آلونسو با اورلپ از فضای پشت او استفاده می‌کرد. در نیمهٔ دوم آلونسو با اینترلپ روی دست ویلیان از فضای بین دو دفاع کنار و وسط استفاده می‌کرد. تاثیر او در حملات را وقتی می‌فهمیم که آمار نشان می‌دهد ۴۸٪ حملات چلسی از چپ بوده است.

نیمهٔ دوم آرسنال ‌هم تغییراتی داشت. گفتیم که نگاه تیم بیشتر به حرکت به جلو بود. پس حرکات تیم برای حمله هم تغییر کرد. نیمهٔ اول میخیتاریان در کناره‌ها با اوزیل که از وسط حمایتش می‌کرد بازی می‌کرد اما در ضد حملات شرایط متفاوت است و باید سریعتر بود به همین‌خاطر اوزیل از بازی بیرون رفت.

در دقایق پایانی هم آرسنال دوباره با جلو بردن خطوط فشار را بیشتر کرد که در این لحظات دوباره ویلیان یا هازارد و پدرو نقش مهمی در انتقال به فاز بعد حملات داشتند. آن‌ها با توپگیری و دریبل می‌توانستند وارد یک فضای زیاد و در شرایطی که ابتکار عمل بیشتری دارند، می‌شدند. ۱۰ دریبل از ۱۵ دریبل چلسی خارج از یک سوم هجومی انجام شده بود یعنی یکی از مهم ترین راه‌های آنها برای شکستن خطوط پرس و انتقال به فاز بعدی حمله دریبلزنی بود.

چلسی با برنامه‌های بهتر و البته مهارت بیشتر مقابل برنامه‌های حریف پیروز شد

درباره ی mohamad_nopasand

مطلب پیشنهادی

آنالیز فنی سوپرجام فرانسه: پاریسن‌ژرمن، همون همیشگی

به قلم میثاق شفیعی اختصاصی تاکتیکال آنالیز   در این بازی چینش بازیکنان دو تیم …