خانه / تحلیل بازی / آنالیز دیدار بایرن مونیخ و ولفسبورگ

آنالیز دیدار بایرن مونیخ و ولفسبورگ

23 اکتبر 2018

آنالیز دیدار بایرن مونیخ و ولسفبورگ
نویسنده : میثاق شفیعی

کاری از گروه فنی تاکتیکال آنالیز

مربی گری و تحلیل در فوتبال آلمان به شدت مبتنی بر توجه به جزییات است. ده دقیقهٔ ابتدایی، در عین ناباوری، به علت تحلیل خوب کادر وولفسبورگ از جزییات بازیسازی از عقب بایرن، به خصوص حرکات نویر، بازیسازی از عقب بایرن به مشکل خورده بود و نویر توپ‌های زیادی بیرون میزد یا زیر توپ میزد که باز هم به دلیل آنالیز خوب کادر وولفسبورگ از شدت و طول ضربات او همیشه جایگیری مناسبی از هافبک‌های دفاعی وولفسبورگ می‌دیدیم. به علاوه قد بلندتر و قدرت بدنی بیشتر آن‌ها نسبت به خامس و تیاگو هم به سودشان بود.
زمانی که بایرن با چهار بازیکن(نویر دو دفاع وسط و یک دفاع کنار یا یک هافبک) بازیسازی می‌کرد، سه بازیکن از وولفسبورگ با مدافعان وسط و مدافع کنار(یا هافبک) یارگیری می‌کردند و زمانی که یکی از این بازیکنان توپ را به نویر پاس می‌داد، یار مستقیم او با توجه به شناختی که از حرکات او و نویر داشت، پرس شدیدی روی نویر انجام می‌داد و با بستن مسیر پاس، یار مستقیمش هم از جریان خارج می‌کرد.
در صورت شکست این پرس و جلو بردن توپ توسط بایرنی‌ها، وولفسبورگ با ۴-۴-۲ خطی و فشرده دفاع می‌کرد. اما یک ضعف بزرگ در دفاع آن‌ها وجود داشت. حضور دو هافبک دفاعی مقابل دو هافبک هجومی باعث می‌شد خامس و تیاگو با حرکاتشان فضایی بین هافبک‌ها باز کنند تا بازیکنی مثل روبن به آن نفوذ کند. اینجا بود که یکی از مهاجمان عقب می‌‌آمد تا سیستم به ۴-۵-۱ تغییر کند و این فضا پر شود. در نتیجه هیچ فشاری روی هوملس و سوله وجود نداشت. در نتیجه هر چه قدر بازیسازی مدافعان از عقب را خنثی می‌کردند، آن‌ها از میانهٔ میدان به شدت با پاس‌ها و تغییر جهت بازی روی دفاع وولفسبورگ فشار می‌آوردند.
همچنین موفقیت در دفاع فشردهٔ ۴-۴-۲ مستلزم شیفت سریع است. در صحنهٔ گل می‌بینیم که روبن به کمک مدافعان جهت بازی را عوض می‌کند مدافعانی که آزادانه صاحب توپ می‌شوند و شیفت کندتر وولفسبورگ زاویه‌ای برای پاس دادن هوملس به محوطه باز می‌کند.

برگردیم به توجه به جزییات!
کادر فنی وولفسبورگ می‌دانست که بایرن هم پرس شدیدی روی مدافعان انجام می‌دهد. زمانی که چهار مدافع وولفسبورگ به همراه دروازه‌بان بازیسازی می‌کردند، سه بازیکن بایرن بین چهار مدافع جا می‌گرفتند و بر خلاف حریف، فشاری روی دروازه‌بان نمی‌آوردند. زمانی که توپ به یک طرف پاس داده می‌شد، هر سه بازیکن بایرن، سه بازیکن نزدیک توپ را یارگیری می‌کردند و در صورت عفب رفتن یک هافبک، یک بازیکن بایرن هم برای جلوگیری از چرخش و پاس به جلو با او حرکت می‌کرد. در نتیجه یک بازیکن دور تر توپ آزاد می‌شد. مدافعان وولفسبورگ بسیار باز و دور از هم بازی می‌کردند تا مقداری زمان برای چرخش یا کنترل و پاس، حین شیفت بایرنی‌ها بخرند. سپس از این زمان برای ارسال پاس مستقیم برای بازیکن آزاد دور تر یا استفاده از هافبک حمایت کننده به عنوان رابط با بازیکن آزاد شده، استفاده می‌کردند. به این ترتیب پرس بایرن شکسته می‌شد.

در نیمهٔ دوم تیم بایرن با تغییر در جزییات توانست برتری تاکتیکی بیشتری پیدا کند.
زمان پرس از جلو، به جای یارگیری بازیکنان نزدیک و رها کردن بازیکن دورتر، گنابری و روبن بین هافبک عقب تر و مدافعان کناری جایگیری می‌کردند تا بتوانند برنامهٔ وولفسبورگ را خنثی کنند و پاس به این بازیکنان را قطع کنند. گفتیم که تیم وولفسبورگ بسیار باز بازی می‌کرد. همین فاصلهٔ زیاد بین بازیکنان باعث افزایش خطای پاس‌ها می‌شد و گنابری که مهارت و هوش خوبی در قطع پاس و دفاع از جلو دارد، توانست وولفسبورگی‌ها را آزار دهد. مشکل دیگری که باز بودن وولفسبورگ داشت، فضای زیاد بین بازیکنان و به خصوص فضای بین دو دفاع وسط بود که لواندوفسکی بارها بین آن‌ها حرکت کرد و خطر ساز شد.
تغییر دیگر بایرن، حضور یک بازیکن کنار خط عرضی هنگام شروع مجدد نویر بود. در این صورت بازیسازی آن‌ها پیچیده تر می‌شد و شکل تکراری و همیشگی که وولفسبورگ به خوبی آن‌را خنثی کرده بود، نداشت. این طور بود که مشکلات بایرن در نیمهٔ اول، در ادامه برطرف شدند.

اما یک اتفاق عجیب و مؤثر در روند بازی رخ داد. روبن از بازی اخراج شد و به نظر روحیهٔ جنگندگی و دفاع کردن که کواچ به مهاجمان تیم تزریق کرده هم در بی‌ احتیاطی او کم اثر نبود. اصلا دلیلی وجود نداشت که در زمین حریف و زمانی که دفاع تیم در عقب کامل است، چنین سماجتی برای توپگیری از یک مهاجم ببینیم. ولی اینجا بایرن است و مربی هم کواچ! مهاجمان وظیف دارند که وظایف دفاعی را کامل و مشتاقانه انجام دهند.
به هر حال روبن اخراج شد و روند بازی تغییر کرد.
سپس بایرن با آرایش ۴-۴-۱ و ۴-۳-۲ بازی می‌کرد که خامس به عنوان بال راست در دفاع و مهاجم سایه در حمله ایفای نقش می‌کرد. خستگی مولر باعث یک توفیق اجباری شد و خامس به خوبی توانست در دفاع به همراه کیمیش از نفوذ حریف جلوگیری کند. حریفی که به علت ضعف قدرت بدنی سمت راست و خامس را برای نفوذ هدف گرفته بود اما او با دفاع خوب مانع شد.
ش
به علاوه توانست نقش موثری در ضد حملات داشته باشد و با پاس‌های روبه جلو یا جاگیری خوبش به عنوان مهاجم دوم و همچمین حرکات پا به توپش در ضدحملات نقش کلیدی ایفا کند. بعد از اخراج، بایرن حساب زیادی بر روی ضدحملات می‌کرد و گورتسکا هم با استارت‌های بلند سریع ترش و هوشی که در ضدحملات دارد به جای گنابری به بازی آمد.
در این بین وولفسبورگ با به بازی فرستادن مهمدی، می‌خواست تحرک بیشتری برای استفاده از فضاها و برتری عددی ایجاد کند.
واکنش دیگر وولفسبورگ به ضعف دفاع ۴-۴-۱ بایرن مربوط می‌شد. دیگر بایرن نمی‌توانست هافبک عقب‌تر حریف را به شدت یارگیری کند و لواندوفسکی مغلوب سه بازیکن حریف (هافبک دفاعی و مدافعان وسط) می‌شد. یکی از این بازیکنان بعد خارج شدن لوا از بازی، به فضای زیاد جلوی هافبک‌ها‌ی بایرن پابه توپ حرکت می‌کرد و یکی از هافبک‌های دفاعی (تیاگو یا خاوی) مجبور به جلو رفتن می‌شد پس یک فضای مهم بین هافبک‌ها و مدافعان بازی می‌شد. یونس مالی بازیکن نسبتا خلاقی بود که می‌توانست از این فضا برای ارسال پاس و تغذیهٔ مهاجمان استفاده کند. اما در ابتدا بسیار ناهماهنگ و کند عمل می‌کردند و بعد از لحظاتی خامس در واکنش به این حرکات با سانچز تعویض شد، رناتو سانچز نفس بیشتری داشت و می‌توانست با دوندگی بیشتر نسبت به خامس جمع تر بازی کند. ضمنا سانچز شیفت هوشمندانه تر و سریع تری هنگام دفاع داشت به طوری که مثل خامس کانال کناری را پوشش می‌داد و هنگام حملهٔ وولفسبورگ از وسط هم خوب دفاع می‌کرد.

به این ترتیب دو تیم آلمانی با توجه به جزییات توانستند چالش‌های سختی برای یکدیگر رقم بزنند و ضد تاکتیک‌های خوب اما کم تعداد و کم تنوع وولفسبورگ نتوانست مانع پیروزی یایرن با واکنش‌های خوب نسبت به جزییات بازی شود.

درباره ی mohamad_nopasand

مطلب پیشنهادی

آنالیز فنی سوپرجام فرانسه: پاریسن‌ژرمن، همون همیشگی

به قلم میثاق شفیعی اختصاصی تاکتیکال آنالیز   در این بازی چینش بازیکنان دو تیم …