خانه / تحلیل بازی / اینتر فاتح دربی دلامادونینا

اینتر فاتح دربی دلامادونینا

26 اکتبر 2018

📝 اینتر فاتح دربی دلامادونینا

✒️ به قلم گرشاسب دانایی

♨️ ارائه ای از گروه فنی تاکتیکال آنالیز

دو رقیب سنتی شهر میلان در هفته نهم رقابت های سری آ در بازی معروف به دلامادونینا مقابل یکدیگر قرار گرفتند.
بازی که در ورزشگاه مشترک این دو تیم، به میزبانی اینتر با سهم 90% از جایگاه ها برگذار شد. هر دو تیم با فرم نسبتا خوبی پا به این میدان گذاشتند. آبی های میلان هر 5 بازی قبلی خود را در سری آ با پیروزی پشت سر گذاشته بودند و میلان نیز با 3 پیروزی از 5 بازی اخیر و بدون شکست.
زمانی که ترکیب دو تیم اعلام شد، اکثر هواداران دو تیم و فوتبال دوستان با چیزی روبرو شدند که انتظار می رفت. لونچانو اسپالتی سرمربی اینترمیلان تیمش را با چینش 4-2-3-1 (البته با انعطاف هایی جذاب که درباره آنها در ادامه صحبت خواهم کرد) به میدان فرستاد و گنارو گتوزو هم 4-3-3 همیشگی را برای تیمش انتخاب کرده بود.
ترکیب تیم اینتر نسبت به ابزاری که اسپالتی در اختیار داشت ترکیب مناسبی به نظر می رسید، زوج بروزوویچ و وسینو در خط دو نفره جلوی مدافعین، حضور راجا ناینگلان پشت سر تک مهاجم زهرداری به نام مائورو ایکاردی.از نقاط ضعف این چینش می توان به نبود هافبک دفاعی تخصصی (بازیکن پست شماره 6) در تیم اینتر اشاره کرد. اکثر تیم هایی که این چینش را انتخاب می کنند از حضور هافبک دفاعی تنومند و جنگنده بهره می برند. در مقابل تیم میلان در خط میانی 3 نفره خود در طول این فصل از نبود خلاقیت لازم رنج می برد، بیلیا، کسیه و بناونتورا از نظر دوندگی بازیکنانی موثر و جنگندگی بالایی دارند اما قابلیت ارسال پاس های کلیدی یا عبور از حریف مستقیم در نبردهای 1 به 1 را در اکثر موارد ندارند. در خط حمله نیز هاکان چالهانقلو بازیکن ترک تبار میلان که در لورکوزن و هامبورگ نقش رجیستا (پست شماره 10) را بازی می کرد، تحت مربیگری گتوزو عملا به یک بال چپ تبدیل شده، با توجه به سرعت نسبتا کم این بازیکن و قدرت شوت زنی بالای او به نظر می آید که او کارایی بسیار بیشتری می تواند در پست تخصصی خود داشته باشد. در نوک خط حمله دو تیم از مهاجمانی بسیار شبیه به هم استفاده می کنند، هیگواین و ایکاردی دو مهاجم هدف هموطن که قابلیت بازی پشت به دروازه خوب، فضاشناسی عالی و قدرت تمام کنندگی بالایی دارند، تفاوت در میزان حمایت از این دو مهاجم رقم می خورد!

  • دقایق 1 تا 15

    در 15 دقیقه ابتدایی با جزئیات رویکرد دو تیم بیشتر آشنا شدیم، اینتر در هنگام دفاع با پرس از بالا سعی در بازپسگیری سریع توپ را داشت و در واقع چینش این تیم بر پایه جایگیری بازیکنان حریف منعطف بود، کم کردن زمان و فضای یار صاحب توپ و بستن کانال پاس طولی ابزار اصلی برای اجرای این نقشه بود که با دوندگی بالای ناینگلان،وسینو و بروزوویچ در میانه میدان و سرعت بالای پریشیچ و پولیتانو در کناره ها تا حدود زیادی موفقیت آمیز بود.پس از به دست آوردن مالکیت توپ اینتری ها نظم را به چینش خود برمی گردانند اما با یک تفاوت مهم نسبت به چینش شماتیکی که در سایت ها دیده بودیم. در حالی که بروزوویچ نقش پخش کننده توپ را جلوی دو مدافع میانی ایفا می کرد، ماتیاس وسینو با نقشی آزاد جلوتر از وسینو به دنبال ایجاد برتری عددی و فضاسازی برای هم تیمی های خود، خصوصا ایکاردی بود. با این حرکت آزاد چینش اینتر گاهی به 4-1-2-3 و گاهی به 4-1-3-2 تبدیل می شد.

    گل مردود مائورو ایکاردی ثمره تلخ این رویکرد بود، اضافه شدن وسینو به محوطه جریمه روی ارسال در فضای خالی و رسیدن توپ به کاپیتان اینتر در آفساید.

    در مقابل میلانی ها در هنگام دفاع آرایش 4-1-4-1 را می گرفتند و با حضور لوکاس بیلیا بین خطوط میانی و دفاعی و بالا آوردن خط آفساید سعی در کم کردن طول زمین داشتند. بازی درخشان بیلیا شاید عامل اصلی دفاع کم نقص میلان در دقایق ابتدایی بود.

  • دقایق 15-30

با گذشت 15 دقیقه ابتدایی بازی عواقب رویکردهای ابتدایی دو تیم و راهکار تیم ها نمایان شد. با اعمال فشار بالا توسط اینتر فرانک کسیه و بوناونتورا در عمل از مدار بازی خارج شدند و میلان برای استفاده از ضد حملات نیاز به پاس های طولی مستقیم به 3 نفر خط حمله داشت. میلان برای فرار از فشردگی ایجاد شده توسط رقیبشان استفاده از پاس های عرضی بلند و عوض کردن جناح بازی از چپ به راست و بالعکس را پیش گرفتند، در حالی که این راهکار تا حدودی موفق بود، شانس خوبی برای گلزنی برای میلانی ها نساخت، دلیل ؟ عدم حمایت از هیگواین تنها در خط حمله ! هنگامی که با تعویض جناح سوسو یا چالهانقلو زمان و فضای کافی را برای ارسال روی دروازه به دست می اوردند اما برتری عددی اینتر در محوطه جریمه خودی و عدم حمایت کسیه و بوناونتورا در اضافه شدن به خط حمله این راهکار را بی اثر گذاشت.
اتفاقات را هیچگاه نمی توان از فوتبال جدا کرد ! مصدومیت راجا نایگلان و ورود برخا والرو به جای این بازیکن نراتزوری ها را نگران کرد. این هافبک اسپانیایی باتجربه، تحرک و قدرت جنگندگی نایگلان را ندارد اما می توان ادعا کرد دید بهتری برای ارسال پاس نسبت به او دارد. در این مقطع از بازی بیشتر خطرات روی دروازه ها روی شروع مجدد ها به وجود می آمد و از بازی باز شاهد موقعیت خاصی نبودیم. اینتر روی کرنرها سعی داشت با ایجاد ترافیک روی تیر 1 و بستن دید دروازبان خطر ایجاد کند.

  • دقایق 30-45

15 دقیقه پایانی نیمه اول با ورود والرو شاهد تغییرات جزیی در نحوه بازی اینتر بودیم. او با عقبتر آمدن و نزدیک تر بازی کردن به بروزوویچ در فاز اول بیلدآپ اینتر کمک می کرد و وسینو کاملا خود را وقف فضاسازی برای ایکاردی کرده بود، درجا بازی کردن همه مدافعین کناری بازی که تلاشی برای اورلب یا اینترلب کردن نداشتند باعث شده بود تا در کناره ها شاهد دوئل های فرد به فرد باشیم، جایی که بازی تدافعی درخشان کالابریا، پریشیچ را بی اثر کرد و در سمت دیگر نیز ریکاردو رودریگز به ندرت در مقابل پولیتانو دچار مشکل شد. در سوی دیگر میدان بال های میلان ترجیح می دادند به جای اقدام به دریبل از ارسال های زودرس استفاده کنند که پیشتر درباره دلیل بی اثر بودنشان بحث شد.
نکته قابل بحث این 15 دقیقه پوشش ناقص کانال های کناری در انتقال از حمله به دفاع توسط اینتر بود، شیمه ورسایکو و آساموا در دو سمت دفاع در جایگیری و بازگشت ها دچار مشکل می شدند و حمایتی از سوی هافبک ها نیز صورت نمی گرفت، این موضوع باعث شد تا در چند مورد ضد حمله با انتقال سریع و استفاده از کانال های کناری میلان بتواند خطر ایجاد کند.

  • دقایق 45-60

دو تیم بدون تغییر در نفرات نیمه دوم را با رویکردی تقریبا یکسان آغاز کردند. لونچانو اسپالتی که در اواخر نیمه اول روی ضد حملات احساس خطر کرده بود مشخصا از بازیکنانش خواسته بد تا در هنگام از دست دادن توپ به سرعت کانتر پرس را ایجاد کنند تا اجازه شروع ضد حمله را به میلانی ها ندهند. در این دقایق برخا والرو کمی جلوتر و در 3/1 دفاعی حریف بین هافبک ها و مدافعین کناری در نیم فضاها جایگیری می کرد تا بتواند پریشیچ یا پولیتانو را پشت سر مدافعین کناری صاحب توپ کند. در مقابل گتوزو آزادی بیشتری به بوناونتورا و کسیه داد تا در کناره ها به دفاع و حمله کمک کنند. بازی تقریبا تکراری، کم هیجان و کم موقعیت را در این 15 دقیقه دیدیم.

  • دقایق 60-75

دقایقی که همیشه انتظار تعویض های تاثیرگذار و کلیدی را در بازی داریم و اولین تعویض سهم اینتر بود. حضور کیتا بالده به جای پریشیچ که شب خوبی را سپری نکرد. بالده با قرار گرفتن در بال چپ تغییری در چینش اینتر ایجتد نکرد و تفاوت بازی او با پریشیچ در ذات تهاجمی و مرکزی بازی کردن او بود. او وظیفه داشت تا با اضافه شدن به مرکز و حمایت از ایکاردی فضا را برای نفوذ آساموا از چپ باز و محوطه جریمه را شلوغ تر کند. میلان نیز تعویضی بسیار شبیه به همشهری خود انجام داد. حضور پاتریک کوترونه (یک مهاجم نوک) به جای چالهانقلو در سمت چپ، تفاوت در این بود که کوترونه در عمل نیز داشت نقش بال چپ را بازی می کرد و اصلا کارایی نداشت. تعویضی که خیلی راحت می شود از آن به عنوان یک تعویض بد یاد کرد.
هیگواین که در بازی ایزوله شده بود سعی در استفاده از عمق دفاع را داشت که نبود خلاقیت در میانه میدان میلان این اجازه را به او نمی داد و روی ارسال ها در اطراف نقطه پنالتی برای زدن ضربه آخر روی پاس رو به عقب جایگیری می کرد، که در چند موردی که در این موقعیت ها صاحب توپ شد نتوانست ضربه نهایی را به توپ بزند.

  • دقایق 75-90

15 دقیقه انتهایی این پیام را به بینندگان می داد که دو تیم ترجیح می دهند 1 امتیاز را از این بازی بگیرند و حاضر به ریسک کردن برای گرفتن امتیاز کامل نیستند. اینتر قادر به اجرای کانترپرس خوبی در نیمه حریف نبود که خستگی بازیکنان می تواند دلیل بسیار خوبی برای این موضوع باشد. در سوی مقابل در طول این بازی به ندرت شاهد تغییر تاکتیکی موثری در بازی میلان بودیم. میلانی که همچنان وابسته به خلاقیت سوسو در خط حمله و روحیه جنگندگی تیمی زیر نظر گتوزو به بازی ادامه می داد. تک موقعیت های میلان روی ارسال های زودرس این بازیکن یا شوت های از راه دور به دست می آمد. در ادامه باکایوکو جای کسیه را در ترکیب میلان گرفت، تعویضی بی خلاقیت، فرد با فرد که به احتمال فراوان دلیل آن خستگی کسیه بود.
قفل این بازی در نهایت در دقیقه 92 شکسته شد. باید قبول کرد که فوتبال بازی اشتباهات است و اگر اشتباهی در طول بازی رخ ندهد، تمام بازی ها 0-0 به پایان می رسد. مائورو ایکاردی دروازه میلان را در حالی باز کرد که در شروع حرکت به نظر موقعیت خطرناکی نمی آمد. جایگیری هوشمندانه این مهاجم زهردار بین رومانیولی و موساچیو روی ارسال وسینو که نه زمان کافی، نه دید درست و نه حتی فضای کافی برای ارسال داشت با اشتباه دوناروما تکمیل شد. خروج بچه گانه این دروازبان جوان اجازه داد تا ایکاردی دروازه خالی از دروازبان را باز کند و 3 امتیاز را برای اینتر به ارمغان بیاورد.

  • جمع بندی

در چنین بازی هایی که از حساسیت بالایی برخوردار است به طور قطع مربی ها، بازیکنان و طرفداران تیم ها بین پیروزی و یازی زیبا، پیروزی را انتخاب کرد. در شبی که اینتر برتری نسبی نسبت به میلان داشت موفق شد هواداران خود را شاد کند. انعطاف تیمی اینتر در چینش، نقش آزاد وسینو، بازی درخشان والرو با نقشی متفاوت نسبت به ناینگلان را باید به اعتبار مربی کهنه کار آنها اسپالتی گذاشت. اینتر در بیشتر دقایق مالک توپ بود و برنامه های دقیق تری برای رسیدن به دروازه میلان داشت.
میلان گتوزو مشکل پایه ای دارد، هم در رویکرد و هم در نفرات. نبود هافبک خلاق در میانه میدان به آنها ضربه می زند و گتوزو هیچ نشانه ای از هوش لازم برای برطرف کردن این مشکل نشان نمی دهد. بازی دادن کوترونه در پست بال چپ زمانی که کاستیخو (بال چپ تخصصی) روی نیمکت قرار دارد، تعویض آباته با کالابریا در دقایق پایانی، نداشتن نقشه جایگزین در طول بازی با این اهمیت، امیدوارکننده نیست. تیم مدیریتی در تابستان با وجود مشکل در میانه میدان تصمیم به خرید باکایوکو می گیرد، هافبکی که فصلی فاجعه بار را با چلسی پشت سر گذاشت.
میلان برای گرفتن سهمیه جام باشگاه های اروپا نیاز به تفکرات جدید و هوش بیشتری دارد!

درباره ی mohamad_nopasand

مطلب پیشنهادی

آنالیز فنی سوپرجام فرانسه: پاریسن‌ژرمن، همون همیشگی

به قلم میثاق شفیعی اختصاصی تاکتیکال آنالیز   در این بازی چینش بازیکنان دو تیم …