خانه / بررسی تاکتیک ها / بازگشت یک فلسفه

بازگشت یک فلسفه

نویسنده دنیل مالکیون

مترجم فرهنگ حسامی

ارائه ای از گروه فنی تاکتیکال آنالیز

 

بعد از کمی بیش از نیم فصل فاجعه انگیز با رهبری پیتر اشتوگر، آمدن لوسین فاور بار دیگر نوید یک فوتبال زیبا را برای دورتموند و هوادارانش به ارمغان می آورد. در این مقاله نگاهی می اندازیم به عملکرد این مربی اهل سوییس در دورتموند و روند بازیکنان این تیم را بررسی می کنیم.

با آمدن نام فاور چه چیزی به ذهن می رسد؟ با نگاهی به کارنامه اش، نام باشگاه های به نسبت کوچکتری به چشم می خورد که دوران موفقی را با او سپری کردند. اکی واتسکه، مدیر باشگاه دورتموند هم این باور را درباره مربی ایده آلش دارد: ” او در تمامی تیم های سابقش پتانسیل بالای خود را ثابت کرده است.” تمام هواداران فوتبال می دانند که پتانسیل بالایی در بروسیا دورتموند برای موفقیت وجود دارد.

در حقیفت فاور، در چند سال اخیر نمونه بارزی برای کسب موفقیت بیش از حد انتظار بوده است. طی سال های 2012 تا 2014 بروسیا مونشن گلادباخ با هدایت او موفق شد بیشتر از سه بار حد نصاب “ماتریکس گل” را پشت سر بگذارد. ماتریکس گل معیاری است بسیار محبوب در میان تحلیلگران فوتبال و روشی است برای محاسبه احتمال گلزنی بر اساس موقعیت مکانی یک ضربه. در طی آن سه سال تیم فاور موفق شد تا 20 درصد بیش از آن چه بر اساس این ماتریکس احتمال گلزنی داشت، دروازه حریفان را باز کند. این موضوع در نیس در فصل 17-2016 هم ادامه داشت. طبق محاسبات آماری انتظار می رفت تا این تیم فرانسوی فصل را با تفاضل گل 10- به پایان برساتد، اما آنچه در انتهای فصل ذر جدول برای نیس به ثبت رسید 27+ بود. پس باید گفت فاور یک خطای محاسباتی در این ماتریکس یافته بود!

کریستف بایرمن؛ روزنامه نگار ورزشی در کتابی به نام ” نقشه بازی؛ ماتریکس جدید فوتبال” به این خطای محاسباتی پرداخته است. او در این کتاب بررسی می کند که فشار آوردن بر بازیکن زننده ضربه چه تفاوتی ایجاد می کند. در فلسفه فاور او ترجیح می دهد که تیمش ضربات کمتری به سمت دروازه داشته باشد، اما این ضربات از مناطق خطرناک زده شوند. در آن سوی میدان تیم حریف می تواند ضربات بیشتری، حتی از مناطق خطرناک داشته باشد. اما نکته حیاتی در نقشه بازی یا “گیم پلن” فاور، پرس مداوم بر روی بازیکنان ضربه زننده است.
به زبان ساده تر باید گفت، فوتبال مورد علاقه فاور یک بازی صبورانه بر پایه ی حفظ توپ و با هدف پیدا کردن یک منفذ در حریف و زدن ضربه نهایی است. این منافذ به طور مداوم پدیدار می شوند و بازیکنان او باید بتوانند تا خود را در موقعیت های خطرناک قرار بدهند. در این شیوه ی بازی تیم او وقتی توپ را در اختیار ندارد، چندان چشم نواز نیست، زیرا حریف این اجازه را دارد تا یک سوم دفاعی تیم به بالا بیاید، اما به محض رسیدن به این منطقه با دژ دفاعی محکم تیم فاور، که او با کوچکترین جزییات به بازیکنانش آموزش داده روبرو می شوند. دانته، بازیکن تیم ملی برزیل که سابقه بازب در بایرن مونیخ را دارد در جایی گفته بود که فاور در تمرینات حتی به او تاکید می کرده که از کدام پا برای دفع ضربه مهاجم استفاده کند. در تیم فاور هیچ چیزی در محوطه جریمه خودی به شانس و اتفاق واگذار نمی شود.
انتخاب فاور نشان می دهد که تیم مدیریتی و فنی دورتموند به خوبی از ضعف دفاعی تیمشان آگاه بوده اند و این مرد سوییسی بهترین گزینه برای برطرف کردن این مشکل است. خریدن توماس دلینی و ماریوس ولف هم در همین راستا بوده است. دورتموند در بازی های تدارکاتی پیش فصل نشان داد که با فاور تیم هوشیار تری شده است.

فلسفه تمرینی:
در معدود جلسات تمرین که به روی تماشاگران باز بوده، بازی های کوچک تمرینی با تمرکز بر روی حفظ توپ از قسمت های مهم جلسات بوده است. راندو و دیگر تمرینات مبتنی بر بازی مالکانه و شامل بازیکنان آراد، بخش اصلی تمرینات را تشکیل می دهند.

سبک بازی:
فاور، مربی بسیار سخت گیری است و نمی توان تنها او را به یک سبک بازی محدود کرد. او هم از نظر استراتژیکی و هم تاکتیکی انعطاف پذیری بالایی دارد و در حال حاضر بر روی فرمول جدیدش برای موفقیت کار می کند. چیزی که روشن است این است که دورتموند با فاور فوتبال متنوع تری از بازی نتیجه گرا و محافظه کارانه اشتوگر به نمایش خواهد گذاشت. اولویت فاور بازی مالکانه است، اما او اهمیت ضد حملات سریع و دفاع فشرده در عقب زمین را به خوبی می داند. در مراسم معارفه اش در دورتموند او با جزییات فلسفه فوتبالی اش را توضیح داد و یک مسابقه را به چهار فاز تقسیم کرد. او تاکید کرد که اگر تیمش این چهار فاز را به خوبی بیاموزد، آن ها تیم خیلی خوبی خواهند داشت.

 

 

  • فاز اول: بازیسازی

در فاز اول فاور قصد دارد تا با استفاده از دروازه بانش برتری عددی به وجود بیاورد.رومن بورکی با وجود اشتباهات هر از چند گاه، دروازه بان مطمئنی برای فاور است. در زمان توماس توخل، بورکی بسیار بالا بازی می کرد و خط دفاعی را به جلو شیفت می داد و خودش گاهی حتی در نزدیکی های خط مرکزی زمین بود. حتی ماروین هیتز، دروازه بان دوم تیم هم اشتیاقش را برای بالا بردن خط دفاعی و بازی کردن در بیرون باکس در بازی های دوستانه نشان داده است. فاور پیش از هر چیزی از تیمش می خواهد که به شکل عمودی و در طول زمین بازی کند تا به این شکل خط پرس حریف را بشکند. گل کریستین پولیسیچ برابر لیورپول یک نمونه عالی برای این موضوع است. دورتموندی ها بازیسازی را از دروازه بان شروع کردند و با حرکات ترکیبی به جلو رفتند تا در نهایت دروازه حریف را باز کردند.

استفاده از فرار بازیکن سوم، به ویژه مدافعان کناری پس از پاس های طولی از نکات قابل مشاهده در بازی تیم است. در دقیقه 18 بازی برابر منچسترسیتی، آنها یک حمله سریع از سمت راست انجام دادند که مشابه گل پولیسیچ به لیورپول بود.
مدافعان میانی همیشه به دنبال این هستند تا با یک پاس طولی، توپ را به بازیکن شماره 8 برسانند. این بازیکن هم (مانند گوتزه برابر لیورپول) یا توپ را پاس می دهد یا بازیکن روبرو را دریبل می کند. در این زمان مدافع کناری یا به عبارتی بازیکن سوم در کانال کناری زمین رو به جلو می دود تا پاس را دریافت کند. بازیکنان دورتموند در بیشتر اوقات توپ را پشت به دروازه دریافت می کنند و توپ را به بازیکنی که به سمت جلو حرکت می کند، پاس می دهند. این بازیکن باید بتواند پاس را در بهترین زمان ممکن دریافت کند. تا به اینجای کار این شیوه به خوبی کار کرده است. بازیکن سوم برای جلو رفتن تیم در زمین حریف پس از یک پاس طولی اهمیت بسیاری دارد. به علاوه، در بیشتر اوقات امکان زیادی دارد تا بتوان از حریف در نقطه کورش عبور کرد.
بازیکنان دورتموند حرکات متعددی را با استفاده از فرار بازیکن سوم به نمایش می گذارند. در یکی از آنها زاگادو توپ را با یک پاس رو به جلو به گوتزه می رساند و او هم با یک دریبل و پاس طولی فلیپ را صاحب توپ می کند. بازیکن سوم، گومز، هم توپ را به اشملتزر که در کانال چپ با یک فرار به عنوان بازیکن سوم رو به جلو رفته، پاس می دهد. در این مورد می توان اشملتزر را بازیکن چهارم نامید. فاور مطمئن است که می تواند چنین مکانیزم هایی را به بازیکنانش بیاموزد و دورتموند را تبدیل به تیمی کند که بازیسازی از عقب را ماهرانه به اجرا می گذارد. از نظر مثلث سازی، فرار رو به جلو و قرار گرفتن در موقعیت خطرناک این بهترین فوتبالی است که دورتموند بعد از رفتن توخل به نمایش گذاشته است.

اگر پاس طولی و خط شکن یک گزینه امکان پذیر نباشد، دروازه بان آماده است تا بازی را سوییچ کند. اگر بازیکنان حریف دروازه بان را پرس کنند او می تواند توپ را به مدافعان کناری، که اغلب در این شرایط باز هستند برساند تا آنها با یک پاس قطری توپ را از کناره ها به مرکز زمین برسانند. هیتز تا به حال چندین بار این پاس ها را به مدافعان کناری داده است. درخواست فاور برای ایجاد برتری عددی با استفاده از دروازه بان تا به حال به خوبی انجام شده است، با این حال باید گفت هیتز از نظر تکنیکی توانایی های کمتری از بورکی دارد.

درباره‌ی امیر عرشیا فاریابی

متولد آذر 81، محصل دبیرستان ماندگار البرز،سابقه ادمینی در کانال های تلگرامی لیورپول پرشین و پرسپولیس زلزله،سابقه مدیریت باقدمت ترین فیفا فانتزی ایران،لیورپولی دو آتیشه ❤

همچنین ببینید

ماجرای 4-4-2 موناکو و بارسا

اواخر دهه ۵۰ میلادی بود که برزیلی ها ساختارشکنی کرده و برای اولین بار آرایش …

دیدگاهتان را بنویسید