خانه / تحلیل بازی / تحلیل بازی بایرن مونیخ و وردربرمن؛ آزمون و خطای آنجلوتی

تحلیل بازی بایرن مونیخ و وردربرمن؛ آزمون و خطای آنجلوتی

بازی برای وردربرمن با یک تفکر مشخص شروع شد. دادن توپ به حریف و گرفتن فضاها. تفکر و تاکتیکی که با توجه به توانایی بازیکنان بایرن برای استفاده از فضا منطقی به نظر می رسید. بازی تأخیری بازیکنان برمن از یک سو و پاس کاری های عرضی و گاهی رو به عقب بازیکنان بایرن (به دلیل بسته بودن فضاهای پیش رو) از سوی دیگر موجب شده بود تا یک بازی با سرعت پایین را از هر دو تیم ببینیم. تنها در دقایقی مانند دقیقه آخر نیمه اول شاهد یک کار ترکیبی و سرعتی از بایرن بودیم که با رسیدن به محوطه جریمه باز هم از سرعت آن کاسته می شد. در مجموع، بازی به خصوص در نیمه اول ریتم یکنواخت و کندی داشت.

مشابه تمام تیم هایی که قصد دارند با دفاع فشرده فرصت گل زنی را از حریف بگیرند، بازیکنان برمن نیز با نزدیک شدن خطوط به هم و تجمع در محوطه جریمه خودی سعی در ناکام گذاشتن مهاجمان بایرن مونیخ برای باز کردن دروازه را داشتند. شاگردان آنچلوتی با بازی سازی از میانه میدان و استفاده از پاس های عرضی و یا مورب کوتاه سعی در رسیدن به پشت محوطه جریمه حریف یا کناره ها داشتند. بعد از رسیدن به این دو منطقه تصمیم بازیکنان بایرن شوت از راه دور(مثل دقیقه ۱۶) یا ارسال از جناحین (مثل دقیقه ۳۸) بود که با بی دقتی بازیکنان بایرن و یا واکنش دروازه بان وردربرمن بی ثمر می ماند. آلابا به صورت پیوسته از سمت چپ نفوذ می کرد و در حمله های تیمش شرکت می کرد. حضور او در زمین حریف موقعیت هایی را برای باوارایی ها ایجاد کرد و آنها را در شرایط حمله نگه می داشت، اما تا دقیقه ۷۲ هیچکدام از حملات این تیم به ثمر نرسید. دفاع خوب تیم برمن و پوشش عالی مدافعین در محوطه جریمه خودی باعث ناکام ماندن یک و دوهای مونیخی ها می شد.

اما سؤالی که پیش می آید آن است که این دفاع فشرده چگونه در برابر بایرن تسلیم شد؟ راه حل بایرن برای باز کردن دفاع حریف چه بود؟ گل ها در اثر اشتباه دفاع رخ داد یا نقطه قوت بایرن را نشان می دهد؟

واقعیت امر این است که با شروع نیمه دوم شاگردان الکساندر نوری تمایل بیشتری به حمله کردن داشتند. دلیل این تغییر می تواند پیدا کردن نقاط ضعف بایرن و تلاش برای رسیدن به گل از سوی بازیکنان وردربرمن باشد. آنها بارها سعی کردند با تحت فشار قرار دادن بازیکن صاحب توپ، توپ ربایی کرده و حمله ای ترتیب دهند و یا از طریق ضد حملات به گل برسند. این موضوع باعث فاصله گرفتن خطوط در فاز دفاعی شده و دفاع این تیم را آسیب پذیر کرده است. از طرفی بازیکنان بایرن مونیخ سعی می کردند بازی سازی را این بار به جای میانه میدان از پشت محوطه جریمه حریف شروع کنند. به این ترتیب با کم کردن فاصله شروع بازی سازی مدافعین تیم مقابل را تحت فشار قرار داده و با پاس های کوتاه عرضی سعی می کردند به محض ایجاد فرصت اقدام به شوت زنی کنند. این امر موجب غافلگیر شدن بیشتر بازیکنان وردربرمن می شد، اما باز هم به دلیل پرتعداد بودن دفاع منتهی به گل نمی شد.

آنچه بایرن در این لحظات نیاز داشت انجام کار تیمی بیشتر و پاس کاری های متعدد بود. دلیل تعویض روبن و ریبری نیز می تواند به همین دلیل باشد.

سرانجام در دقیقه ۷۲ بعد با حرکت بدون توپ لواندوفسکی، جای گیری خوب او بین مدافعین حریف و ارسال سریع یک پاس به مقابل دروازه دفاع برمن را به زانو درآورد.

هر اندازه که گل اول براساس تلاش و کار گروهی تیم بایرن بود، گل دوم براساس ضعف دفاع حریف و دور شدن آنها از محوطه جریمه خودی بود که فضا را برای بایرنی ها ایجاد کرد. در مقابلِ کار گروهی در گل اول، گل دوم به وسیله حرکت پا به توپ انفرادی لواندوفسکی و درخشش لحظه ای او در آن موقعیت صورت گرفت که مدافعین را ناکام گذاشت و در نهایت گل دوم خودش و تیمش را راهی دروازه تیم حریف کرد.

نویسنده: ساجده قنبری
کاری از گروه فنی تاکتیکال آنالیز

درباره‌ی محمد نوپسند

عاشق مطلق فوتبال و هنرهای جنگی بیش از هفت سال است که روزانه بیش از سه ساعت در مورد فوتبال تحقیق می کنم. قطعیتی در مورد نوع نگاه فوتبالی خویش ندارم ولی حداقل مطمئن هستم در اینجا که حرف تکراری کمتر خواهیم زد.

پاسخی بگذارید