خانه / بررسی تاکتیک ها / مرثیه ای برای آرایش 3-3-4 کلوپ یا توقفی موقت

مرثیه ای برای آرایش 3-3-4 کلوپ یا توقفی موقت

نویسنده : محمد نوپسند
کاری از گروه فنی تاکتیکال آنالیز

آرایش 4-3-3 کلوپ در دو فصل گذشته با توجه به بالانس و شعاع حرکتی بسیار خوب خود لیورپول را تبدیل به یکی از بهترین و جذاب ترین تیم های اروپایی کرده است.
بالا بودن لاین خط دفاعی، پرس در زمین حریف و ضمنا فشردگی مناسب در نقاط خطرناک بازیسازی حریف از آنها تیمی می سازد که حمله کردن مقابل آنها بسیار سخت می باشد. بر خلاف 4-3-3 های سنتی که هافبک هولدینگ معمولا جلوی دو مدافع مرکزی جایگیری می کند در تفکرات کلوپ هافبک شماره شش معمولا هم سطح با دو هافبک مرکزی بوده و وظیفه اعمال فشار به هافبک های مرکزی حریف را دارد نه پوشش فضای جلو مدافعین تا تیم حریف و خصوصا خط هافبک و مدافعین حریف نتوانند در بیلدآپ خود در مرکز میدان خلق موقعیت کنند و فیرمینو نیز کمی عقب تر از معمول جایگیری کرده تا مانع پاس های طولی و امتیازی مدافعین حریف شود.

لیورپول در پلن دیگر خود به یک سوم میانی زمین می رود تا اولا جلوی توپ های بلند حریف را بگیرد و ثانیا از آنجایی که آنها در تمامی دقایق زمین معمولا با استارت های انفجاری با مسافت کوتاه خود سعی در پیروزی در اکثر دوئل یک در مقابل یک دارند معمولا در دقایق خاصی از بازی دچار افت بدنی می شود که در این دقایق از استراتژی فوق استفاده می کند تا بتواند در پایان هر نیمه برتری هوازی و بی هوازی خود را به رخ کشیده و تیم حریف را بیشتر از قبل تحت فشار قرار دهند.
آنها معمولا بازی را انفجاری آغاز کرده و سپس حدودا در دقایق 15 الی 30 و خصوصا دقایق 60 الی 75 بازی به این پلن رو می آورند تا بتوانند اولا بازی را کنترل کرده و ثانیا از نظر هوازی تجدیدقوا کنند. در این پلن که آرایش آنها شبیه 4-5-1 می شود آنها سعی می کنند با کم کردن طول زمین (فاصله ای بین 25 الی 35 متر) در میانه میدان و زمین خودی و ضمنا پوشش فضا و نه پرسینگ با هدف توپ گیری و با تکیه به توان هوازی خود (و نه بی هوازی) مناطق خطرناک زمین را پوشش داده تا بتوانند برای 15 دقیقه پایانی هر نیمه توان بیشتری از حریف داشته باشند (نمودار گل های بازی های لیورپول در عکس اول – آرایش لیورپول در هنگام تجدیدقوای هوازی در عکس دوم)

خط هافبک جنگنده و غیرخلاق

همانطور که در ابتدای مقاله اشاره شد لیورپول تیمی است دونده با توان هوازی و بی هوازی بالا که در پیروزی در دوئل های یک در مقابل یک متبحر است. بدیهی است که هافبک های مرکزی لیورپول نیز بسیار دونده و درگیر هستند، میلنر هر بازی معمولا 11 الی 13 کیلومتر، فاینالدم 10 الی 11 کیلومتر و کیتا یا هندرسون نیز هر بازی بیش از 11 کیلومتر دوندگی دارند و آمارها استارت های انفجاری آنها نیز بالاتر از سطح استاندارد است. تمام فاکتورها و آمارهای فوق زمانی ارزشمند و مفید است که بازی به سمت دوندگی، فوتبال انتقالی و دوئل های یک در مقابل یک سوق داده شود و اگر قرار باشد که لیورپول مالک توپ باشد اوضاع برای آنها نامطلوب خواهد بود.
پپ می گوید آنها بهترین تیم در ضدحملات و حملات سریع طولی هستند پس برای اینکه بهترین باشند بهتر است که توپ بیشتر در مالکیت تیم حریف باشد تا آنها بتوانند از سرعت و خلاقیت خود استفاده کرده و از فضاهای بوجود آمده بهره ببرد و از آنجایی که پس از بازپس گیری توپ، تیم حریف فرصتی برای سازماندهی مجدد ندارد لیورپولی ها می توانند در سبک خود بهترین باشند اما سوال اصلی اینجاست که آیا لیورپول در هنگام مالکیت نیز می تواند خطرناک باشد ؟

برای جواب این سوال می توانیم به آمار خط هافبک لیورپول در زمینه خلق موقعیت و پاس های کلیدی اشاره کنیم. تا به اینجای فصل میلنر با 10 پاس کلیدی بهترین و خلاق ترین بازیکن خط هافبک لیورپول است و پس از او فاینالدم 4 پاس کلیدی، کیتا 2 و هندرسون 1 پاس کلیدی ارسال کرده اند که این آمار برای خط هافبکی در حد نام لیورپول بسیار ضعیف است برای مقایسه می توان گفت که دیوید سیلوا به تنهایی 26 پاس کلیدی، برناردو سیلوا 15 پاس کلیدی، فرناندینیو 9 پاس کلیدی، کانته 10 پاس کلیدی، کواچیچ 6 پاس کلیدی و جورجینیو 8 پاس کلیدی ارسال کرده اند. دیوید سیلوا به تنهایی بیش از تمام خط هافبک لیورپول در این فصل خلق موقعیت کرده است.

مشخص است که آمار خط هافبک لیورپول تنها در فاز دفاع و دوندگی قابل دفاع بوده اما در فاز حمله و خصوصا در زمینه گل، پاس گل و پاس های کلیدی پایین تر از حد انتظار است و قطعا اگر قرار است آنها مالکیتی بازی کنند نیازمند هافبکی هستند که در گل ها تاثیر بیشتری داشته باشد.

 

شناخته شدن، بلای جان صلاح

 

اکتبر 2018 وقتی مورینیو در اولدترافورد مقابل لیورپول و صلاح در اوج قرار گرفت سعی کرد با استراتژی جدیدی لیورپول را مهار کند. ایجاد اصل فشردگی منطقه ای در سمت راست لیورپول با نزدیک نگه داشتن مداوم ماتیچ، یانگ و اسمالینگ به یکدیگر در سمت چپ یونایتد برای گرفتن فضا از محـمد صلاح و تحت فشار گذاشتن وی با تخریب بالا استراتژی موثری بود که ژوزه در آن بازی از آن استفاده کرد. با توجه به مایل شدن یونایتد به راست لیورپول بدیهی است که هف اسپیس سمت چپ و گوشه سمت چپ زمین برای لیورپول آزاد می شد و حال نوبت مانه، میلنر و رابرتسون است که در سمت چپ و فیرمینو – مهاجم مرکزی که بیشتر همانند نه کاذب بوده و وظیفه خلق موقعیت برای وینگرها را دارد – که درغیاب صلاح گلزنی و گل سازی کنند. مثلث رابرتسون، میلنر و مانه در آن بازی مجموعا 223 لمس توپ داشتند که بیش از 29 درصد کل لمس توپ های لیورپولی ها می شد.

حال قصه این فصل لیورپول نیز شبیه شکست آنها در آن بازی است؛ حالا محمـد صلاح تهدید جدی است که همه تیم ها همانند یونایتد در آن بازی با وی یارگیری یا در محدوده وی فضاگیری خواهند کرد تا از خطر او بکاهند در اینجاست فضا و موقعیت برای خلق موقعیت، درخشش و گلزنی دیگر بازیکنان لیورپول – خصوصا در سمت چپ – بیشتر و بازتر خواهد بود تا بتوانند گره گشای لیورپول باشند. مانه وینگر چپ آنها بهترین گلزن و رابرتسون مدافع چپ لیورپول بهترین پاسور گل آنهاست.

  • لیورپول – پاریس سنت ژرمن

    آرایش همیشگی حریف = 4-3-3

    سبک دفاعی = پرس

    سبک تهاجمی = مالکیت توپ

اولین بارقه ی روند نزولی لیورپول – حتی با وجود پیروزی – در این بازی مشاهده شد.
توماس توخل به خوبی به سبک بازی لیورپول و کلوپ آگاه بود و سعی کرد بر خلاف دیگر تیم ها سعی کرد که اولا در زمین خودی و میانه میدان شروع به تحت فشار گذاشتن لیورپول کند، ثانیا هدف پرس های خود را بر سه هافبک مرکزی لیورپول بنا کرد تا بتواند آنها را به خوبی از بازی خارج کند و ضمنا فولبک های آنها به ندرت نفوذ می کردند تا فضای مناسبی در برگشت نصیب صلاح و مانه نشود.
پاریس تیمی است که تمایل زیادی به مالکیت توپ دارد اما در این بازی با توجه به استراتژی توخل، لیورپول مالک میدان بود و موقعیت های گل متعددی خلق کرد اما تقابل سه در مقابل سه از سوی دو تیم در مرکز میدان قابل تامل بود (عکس شماره سه)

  • لیورپول – چلسی

    آرایش همیشگی حریف = 4-3-3

    سبک دفاعی = پرس از جلو و پرس در میانه زمین

    سبک تهاجمی = مالکیت توپ

می توان مهم ترین علت افت لیورپول را در اولین بازی دو تیم در اتحادیه جست و جو کرد.
چلسی و ساری درست است که درکل مالکیت توپ بیشتری نسبت لیورپول داشتند اما در زمان هایی گل زدند که لیورپول بیشتر صاحب توپ بود. آنها نیز همانند پاریس سنت ژرمن در دقایق زیادی از بازی فولبک های خود را ایستا نگه داشتند و با خط هافبک سه نفره خود سعی در تخریب خط هافبک سه نفره لیورپول داشتند تا آنها نتوانند پاس های طولی و کلیدی ارسال کنند
در بازی دوم در لیگ برتر نیز آنها بیشتر و بهتر از بازی قبل توانستند خط هافبک سه نفره لیورپول تحت فشار گذاشته و کانال های پاس های طولی آنها را کاملا ببندند درنتیجه نهایتا لیورپول با خلاقیت فردی استوریج و پاس خوب شکیری توانست از شکست فرار کند.
نبرد سه در مقابل سه در مرکز زمین و خط هافبک های دو تیم قابل تامل بود (عکس شماره چهار)

  • لیورپول – ناپولی

آرایش همیشگی حریف = 4-3-3 و 4-4-2
سبک دفاعی = عدم پرس از نیمه (کانتین)
سبک تهاجمی = ترکیبی

حال که مشخص شده است چگونه می توان لیورپول را مهار کرد. ناپولی با آرایش ایتالیایی که در فاز دفاع 5-3-2 و در فاز حمله به 4-4-2 تغییر حالت می دهد مقابل لیورپول صف آرایی می کند. پر واضح است که دوباره جنگ در میانه میدان و میان هافبک های مرکزی است اما این بار لیورپول باید در تیمی فضاسازی کند که با آرایش 5 دفاعه خود دفاعی عمیق تر دارد.
اکثر توپ ها به آرنولد و رابرتسون می رسد و آنها نیز سه هافبک خود با تحت فشار دیده و ضمنا سه مهاجم نیز به نزدیکی توسط مدافعین یارگیری شده اند. هرقدر شش بازیکن جلو نیز بصورت نامنظم با شعاع حرکتی خود سعی در فضاسازی و خلق موقعیت داشتند ناموفق تر بودند. 43 درصد مالکیت توپ و تنها 4 شوت آماری اسفناک برای قرمزها بود. درنتیجه همانطور که در عکس نیز مشخص است هافبک های لیورپول مجبور شدند که بیشتر به سمت کناره رفته و خلاقیت آنها با توجه به فشردگی چلسی کمتر از پیش شود.

  • لیورپول – منچسترسیتی

آرایش همیشگی حریف = 4-3-3

سبک دفاعی = پرس از جلو
سبک تهاجمی = مالکیت توپ

گاردیولا مربی کنش گرایی است که معمولا بدون توجه به تیم مقابل سعی در دیکته کردن و کنترل بازی توسط تیم خودی دارد امـا او برای اولین بار در لیگ جزیره از مواضع خود کوتاه آمد و با آرایش 4-2-3-1 راهی میدان شد؛ پپ نیز سعی کرد با توجه به اتفاقات دیدارهای پیشین و ضمنا چهار بازی سخت پیشین لیورپول سه هافبک لیورپول را با مثلث محرز، دیوید سیلوا و استرلینگ تحت فشار بگذارد و در میانه میدان نیز زوج فرناندینیو و برناردو سیلوا به عنوان هافبک های دفاعی وظیفه پوشش فضای پشت این سه هافبک و قطع پاس های طولی را داشتند.
برای اولین بار در دوران گاردیولا در لیگ برتر، او مالکیت توپی نزدیک به حریف داشت (51 درصد) و این آمار پایین ترین مالکیت توپ وی در جزیره محسوب می شود که این نشان از تغییر مواضع و تفکرات وی بود که به خوبی متوجه شده بود که لیورپول با توپ کم خطرتر از زمانی است که توپ ندارد و ضمنا پپ بر خلاف آرایش همیشگی خود (4-3-3) که در حملات حداقل 5 نفر برای حمله دارد رو به 4-2-3-1 آورده بوده و در اکثر حملات سعی می کرد 5 الی 6 نفر را در زمین خودی ایستا نگه دارد تا از ضدحملات لیورپولی ها در امان باشد. تئوری های فوق کاملا موفق بود چون برتری عددی در میانه زمین به گونه بود که سیتی می توانست دوئل ها را ببرد.

سوال آخر، آیا کلوپ همچنان با آرایش 4-3-3 خود در این فصل به رستگاری می رسد ؟
مشخص است که خط دفاعی لیورپول در بهترین حالت در سالیان اخیر قرار دارد. آنها هم از نظر آمار و هم از نظر عملکرد فردی و تیمی در فاز دفاع بسیار خوب هستند ولی دغدغه اصلی آنها بعد از فرم اخیر صلاح و مانه، بازیسازی در زمین حریف است.
از 7 هافبک مرکزی لیورپول به غیر از فابینیو همگی باکس تو باکس های ترکیبی هستند، نبی کیتا اگر بتواند نقش خود در لایپزیک را در لیورپول نیز پیاده کند بخش اعظم خلاقیت تیم برطرف خواهد شد وگرنه لیورپول بازیکن با نقش شماره 8 بسیار دارد، مشکل آنها فقر بازیکنی در نقش شماره 10 است.
اگر مشکلات آنها در خلق موقعیت برطرف نشود شاید تغییر آرایش به 4-2-3-1 و حضور استوریج در جلوی مثلث خط حمله می تواند هارمونی تیم را به طور کلی تغییر دهد، حال می شود دو بازیکن در نقش شماره شش و هشت در پشت چهار بازیکن جلو تیم گذاشت، لیورپول در بازی آخر فصل گذشته مقابل برایتون و در پیش فصل نیز این آرایش را استفاده کرده است.
از این نکته نیز نباید گذشت که بازی های سخت لیورپول با مدعیان اصلی قهرمانی در نیم فصل اول تمام شده است و آنها تنها دو دیدار دشوار با آرسنال و یونایتد دارند

در بازی هفته آینده مقابل آرسنال احتمالا شاهد رویارویی 4-3-3 کلوپ با 4-2-3-1 امری باشیم و می توان از نظر تقابل دوئل های زمین چشم اندازی همانند بازی با منچسترسیتی برای هر دو تیم متصور باشیم البته امری معمولا سریع تر، مستقیم تر و ضمنا مشارکت بسیار بیشتری از فولبک های خود می طللبد که این تئوری از طرفی بسیار برای لیورپول در فاز حمله و ضمنا پرسینگ مفید است ولی در فاز دفاع از آنجایی که فولبک های آرسنال مدام در حال اورلپ کردن هستند می تواند آسیپ پذیری لیورپولی ها را در زمین خودی در فاز دفاع متصور بود.

درباره‌ی امیر عرشیا فاریابی

متولد آذر 81، محصل دبیرستان ماندگار البرز،سابقه ادمینی در کانال های تلگرامی لیورپول پرشین و پرسپولیس زلزله،سابقه مدیریت باقدمت ترین فیفا فانتزی ایران،لیورپولی دو آتیشه ❤