خانه / آمار / دیبروینه اسپیس!

دیبروینه اسپیس!

آنالیز بازی منچسترسیتی و تاتنهام

در تحلیل‌های گذشته تحلیلگران فوتبال شاهد رویارویی ارباب تاریکی (ژوزه مورینیو) و ارباب روشنایی (پپ گواردیولا) بودیم. همگان می‌دانیم که تحولات تاکتیکی گسترده‌ای در فوتبال را در عصر حاضر مدیون پپ گواردیولا هستیم. نیازی به تعریف و تمجید و چاپلوسی و تملق از نامبرده نیست، چون هنوز که هنوز است شاهد تقابل نیروی تاریکی و روشنایی فوتبال هستیم و پپ یکی از پرچم داران روشنایی فوتبال است. اما با وجود اینکه مورینیویی در کار نیست، شاید دوباره بارقه‌هایی از تاریکی در فوتبال با پوچتینو متولد شده باشد. زیرا او از دوست‌داران ژوزه است و گهگاه از او الگوبرداری می‌کند. ولی تا آن حلقه‌ی قدرت تاریکی پیدا نشود، ارباب‌حلقه‌ها نیز متولد نمی‌شود.
این بار برای تایید مقدمه فوق، به اهمیت half-space یا نیم‌فضا در فلسفه فوتبالی پپ گواردیولا می‌پردازیم و تحلیلی از بازی منچسترسیتی و تاتنهام در فصل جدید پریمیرلیگ ارائه خواهیم کرد.

آرایش و چیدمان ابتدایی هر دو تیم:

منچسترسیتی ۴۳۳

 

تاتنهام ۴۲۳۱

 

استراتژی بازی منچسترسیتی: بازی به همراه مالکیت توپ، استفاده از کانال‌های کناری و نیم‌فضا، حمله و انتقال سریع

استراتژی تاتنهام: ایجاد بلاک میانه فشرده‌ی ۴۴۲ برای پوشش عمق.

حال با توجه به گفته‌های فوق تلاش می‌کنیم نحوه کارکرد دو تیم را موشکافانه بررسی کنیم.

در عکس (۱) overload کایل واکر به فضای میان سانچز و دنی رز را مشاهده می‌کنید که سیلوا با شناسایی فضای پشت مدافعان، واکر را در موقعیت حمله قرار می‌دهد.

از نمای دیگر فضای پشت مدافعان تاتنهام و گپ بین دنی رز و سانچز را مشاهده می‌کنید.

در ادامه‌ی همین صحنه در عکس (۳) به دو نکته اساسی توجه کنید: سرعت انتقال سیتی و جایگیری استرلینگ. شاید برای شما سوال باشد چگونه به سرعت انتقال در عکس پی ببریم؟ جواب بسیار ساده است. با دقت در عکس متوجه خواهید شد بازیکنان تاتنهام پشت توپ دفاع نمی‌کنند و همه از توپ عقب‌تر هستند حتی بازیکنان سیتی جلوتر از هافبک‌ها و مدافعان تاتنهام هستند.

عکس (۳)

اما چرا عنوان مقاله “دی‌بروینه اسپیس” اتخاذ شده است؟ با نگاهی به گل اول منچسترسیتی همه چیز را متوجه می‌شوید.
در عکس (۴) جایگیری دی‌بروینه در half-space راست را مشاهده می‌کنید، سپس انتقال توپ به برناردو سیلوا، پاس سیلوا به دی‌بروینه، سانتر خود او به نقطه‌ی کور مدافعان و به ثمر رسیدن گل!

 ما در ابتدای مقاله اشاره کردیم تاتنهام آرایش ۴۲۳۱ داشته است اما تاتنهام برای ایجاد فشردگی و مراقبت از عمق دفاع بلاک میانه ۴۴۲ را اتخاذ کرده بود. (در مقالات گذشته به ضعف بلاک فشرده ۴۴۲ در کانال‌های کناری اشاره کرده‌ایم.)
(مقاله فصل پیش یوونتوس اتلتیکو مادرید)
حال نکته این‌جا است که اگر با این مدل بلاک، نحوه‌ی محافظت از نیم‌فضا و برتری در نبردهای هوایی را بلد نباشید باید فقط و فقط به باخت فکر کنید.

یک بار دیگر صحنه‌ی قبل از به ثمر رسیدن گل دوم سیتیزن‌ها را در نمایی جذاب به شما نشان خواهیم داد تا مفهوم واقعی «دی‌بروینه اسپیس» را درک کنید.

این دو عکس طرح ریزی حمله سیتی از دفاع به کناره ها را نشان می دهد، همچنین شما می توانید سوییچ شدن ۴۲۳۱ به بلاک ۴۴۲ را مشاهده کنید . نکته در داشتن برتری عددی در کانال کناری با تاتنهام و عدم ایجاد فشار برای گرفتن توپ است

حال از زوایایی دیگر هوش تاکتیکی دیبروینه برای قرار گرفتن در فضای مدنظر پپ گواردیولا جهت خلق موقعیت را نگاه کنید که چگونه دیبروینه با قرارگیری در این فضا پایگذار گل اول و دوم تیمش شد. این همان نیم فضا یا half-space است که همگان به آن واقف هستید. در هر دو گراف شما می توانید بلاک ۴۴۲ تاتنهام را به راحتی مشاهده کنید

در نمایی دیگر در عکس تعویض منطقه بازی توسط واکر را مشاهده می‌کنید که بلاک تاتنهام را با یک پاس بلند می شکند.

از ایرادات بلاک ۴۴۲ فشرده که سیمئونه استاد اجرای آن است، خالی بودن همین کانال های کناری که با long ball از مرکز به کنارها یا تعویض منطقه بازی به صورت بلند این بلاک شکسته می شود.

عکس بعد از یک صحنه جذاب از انتقال به حمله منچسترسیتی انتخاب شده است. به زاویه استارت آگوئرو دقت کنید! او فقط با انحراف مسیر خود، برای بازیکن صاحب توپ و بقیه هم تیمی‌ها فضا ایجاد کرد.

دقت کنید یک مهاجم کلاس جهانی چگونه برای خود و هم تیمی هایش فضاسازی می کند .

در سه عکس‌ بعد مهارت بازی تک‌ضرب بازیکنان سیتی و رساندن توپ به دی‌بروینه باز هم در همان فضای خطرناک (نیم فضا) را مشاهد می‌کنید.

باز هم کوین دیبروینه در دیبروینه اسپیس (مفهوم واقعی زمان و فضا را در زمانبندی دیبروینه برای بودن در آن فضاهای حیاتی را مشاهده می کنید)

دو عکس بعد بیلدآپ تیم سیتی را نشان میدهد که چگونه برای تاتنهام تله ساخته است. به نحوه استفاده از فضای کل زمین توسط تیم منچسترسیتی دقت کنید.

این دو عکس دو ابتدا بیانگر پرس نامنظم و عریض هاتسپر برای بازپس گیری توپ در نیمه حریف را دارد همچنین عدم حمایت خطوط دفاعی و میانی از خط پرس اول. از نکات دیگر این نوع تله گذاری ها حفظ توپ در نیمه خودی برای ایجاد دوئل های یک در مقابل یک در کنارهای زمین و انتقال به حمله ی سریع است .

حال در عکس زیر عدم فشردگی در پرس و فاصله بسیار زیاد بین خطوط هاتسپر را مشاهده می‌کنید. دقت کنید جایگیری دو هافبک دفاعی تیم تاتنهام در صحنه‌های پرس نباید عرضی باشد و می‌بایست آنان به صورت پله‌ای یا به اصطلاح علمی‌تر پوشش یکدیگر جایگیری کنند. در این صحنه فقط با یک پاس گوندوغان، سیتی در فاز انتقال قرار می‌گیرد. با این وجود باز هم شما دی‌بروینه را در همان نیم‌فضای راست زمین مشاهد می‌کنید.

یک نکته آماری جالب: تا دقیقه ۵۳ بازی، تیم منچسترسیتی ۱۷ موقعیت خطرناک خلق کرد درحالی که تاتنهام فقط ۱ موقعیت خلق کرده بود جالب‌تر اینکه منچسترسیتی علی‌رغم اینکه ۳۰ شوت به سمت دروازه‌ی تاتنهام شلیک کرد، تنها موفق به زدن ۲ گل شد. در حالی که تاتنهامی‌ها تنها با شلیک ۳ شوت توانستند ۲ بار تور دروازه‌ی ادرسون را به لرزه درآورند که در جای خود در مورد آن ها بحث خواهیم کرد.

عکس های بعد یک صحنه ی جالب از اقدام به high press تیم منچسترسیتی است که ۳ نفر به اندومبله فشار می‌آورند و توپ را در نیمه زمین تاتنهام و خطرناک‌ترین جای ممکن می‌گیرند و اقدام به حمله سریع می‌کنند.

 

گراف انتخابی زیر نقش خلاقیت در فوتبال مدرن را نشان می‌دهد که باز هم دی‌بروینه در ارسال پاس کلیدی و خلق موقعیت برای سیتیزن‌ها نقش داشت.

ابتدای امر به فشردگی اطراف دیبروینه بکنید و سپس به سرعت تصمیم گیری او کمتر از ۳ ثانیه پس از دریافت، پاس را در بهترین مسیر ممکن ارسال می کند . به چنین پاس هایی در فوتبال مدرن breaking line passes می گویند .

حال پس از تمام این جزییات تحلیل خود را در ۳ بخش دیگر خلاصه می‌کنیم.
۱. نحوه به ثمر رسیدن گل اول تاتنهام و ضعف‌های دفاعی سیتی
۲. نقش و اهمیت ضربات کرنر و ایستگاهی دو تیم
۳. نقش پوچتینو در به ثمر رساندن گل مساوی

عکس های بعد سه فریم از به ثمر رسیدن گل اول تاتنهام است که نشان می‌دهد منچسترسیتی هم در دفاع بلاک ۴۴۲ اتخاذ کرده است. اما فاصله عرضی بیشتر و عدم جایگیری مناسب هافبک‌های دفاعی و همچنین عدم فشار مناسب بر روی بازیکن پابه‌توپ (لاملا) موجب ایجاد این موقعیت شد. اما دلیل اصلی دریافت گل، عملکرد بسیار ضعیف ادرسون در جایگیری و عدم آگاهی محیطی از دروازه‌ی خود بود که با چنین شوتی گل دریافت کرد.

تنها نکته ی جالبی که به ذهن اینجانب خطور می کند لاملا وینگر چپ است که با آزادی که از پوچتینو گرفته است در میانه میدان توپ می گیرد و به عمق می زند

در دو عکس‌ ذیل یک ضعف ذاتی اکثر مدافعان آخر و هافبک‌های دفاعی حال حاضر دنیا به شما نشان می‌دهیم.
در آموزش‌های مدرن دفاعی، همیشه مدافعانی که اقدام به بلاک شوت می‌کنند نباید روی خود را بچرخانند و باید همیشه نسبت به توپ دید داشته باشند. در عکس می‌بینید که لاپورت پشت خود را به توپ می‌کند در حالی که اقدام به فشار او برای جلوگیری از شوت زدن به‌موقع است. اگر او توپ را می دید مانع از شوت‌زنی می‌شد.

 

حال نگاهی به اهمیت ضربات ایستگاهی دو تیم بیاندازیم.
ضربات ایستگاهی منچستر سیتی:
دو عکس زیر شاهد کوتاه بازی کردن کرنر و رساندن توپ به زینچنکو که چند اقدام به شوت‌زنی درون چارچوب دیگر نیز داشت.

 

حال به این کرنر کارشده سیتی توجه کنید که چندبار در بازی اجرا شد.

اول به جایگیری بازیکنان تیم منچستر سیتی دقت کنید هم در محوطه ۱۸ قدم و هم بیرون محوطه ،یک بازیکن درون ۶ شش قدم باید به سمت توپ بیاید و از ۳ بازیکنی که روی نقطه پنالتی جایگیری کرده اند ۲ بازیکن از بیرون به داخل محوطه می آیند نکته اینجاست که بازیکنی که گوشه باکس ۱۸ قدم ایستاده است نیز به داخل ۶ شش قدم استارت می زند گراف بعد را مشاهده کنید

 

اما در بخش آخر تحلیل به شجاعت پوچتینو و تعویض طلایی او می‌پردازیم.
تایم تعویض ۵۵:۳۶ را نشان می‌دهد. او یک هافبک دفاعی (هری وینکس) را بیرون کشیده و لوکاس مورا، فرشته نجات هاتسپر را درون زمین می‌فرستد. هوش هیجانی لوکاس مورا چقدر بالاست که در دقیقه ۵۵:۵۰ گل را روی ضربه کرنر به ثمر می‌رساند. البته ضعف تاکتیکی تیم منچسترسیتی را به شما نشان خواهیم داد.
به گراف‌های بعد دقت کنید که مورا و کین روی نقطه پنالتی جایگیری کرده‌اند اما در گراف دوم می‌بینید که مورا آزاد است و راحت سر می‌زند؛ درحالی‌که ۱۰ بازیکن سیتیزن‌ها در باکس ضربه سر او را نظاره‌گر هستند و فقط ۵ تاتنهامی در باکس حضور دارد. تمام سیتزن‌ها در باکس هستند و هیچکس یارگیری man to man انجام نداده است.

در این گراف برتری عددی مطلق سیتزن ها را می بینید اما چرا کسی صدای نفس های کین و مورا نمی شنود ؟

این صحنه گویای عدم یارگیری با لوکاس مورای تازه وارد است .

تمام موارد فوق و لحظات حساس بازی تحلیل شد تا در نهایت به اهمیت half-space و تاکتیک‌های ایستگاهی در فوتبال مدرن پی ببرید.

به قلم محمدهادی تهمتن

درباره ی mohamad_nopasand

مطلب پیشنهادی

آنالیز فنی سوپرجام فرانسه: پاریسن‌ژرمن، همون همیشگی

به قلم میثاق شفیعی اختصاصی تاکتیکال آنالیز   در این بازی چینش بازیکنان دو تیم …