خانه / تحلیل بازی / نبرد آرمادا این بار در اولدترافورد و از نوع فوتبال

نبرد آرمادا این بار در اولدترافورد و از نوع فوتبال

تحلیل بازی منچستریونایتد درمقابل بارسلونا

در برگ های تاریخ مرقوم شده که میان انگلیسی ها و اسپانیایی ها جنگ های دریایی سختی موسوم به آرمادا برقرار بوده است که این نبرد بی شباهت به تقابل یونایتد و بارسا نیست. جایی که ابتدا اسپانیایی ها هدف استراتژیک از این حملات دریایی را سرنگونی ملکه الیزابت اول میگذارند و بعدها درحالی که فرمانده ناوگان اسپانیا دستور بازگشت به اسپانیا را صادر کرده بود اما ناوگان گرفتار طوفان شدیدی در اقیانوس اطلس شمالی کرد . در این مرحله ۴ تیم انگلیسی حضور دارند و بارسا تنها بازمانده از آن طوفان جنگهای آرماداست . این تقابل از نوع صف آرایی شوالیه ها و گلادیاتورهاست از نوع تقابل سنت ها و فرهنگ ها تقابل سبک ها و …

 

در ابتدا آرایش دو تیم را ببینیم و بررسی کنیم که طرح و برنامه تیم ها از قبل چه بوده و سپس به این می پردازیم که چه اتفاقاتی رخ داد . منچستر یونایتد با آرایش ۳۳۲۲ که نوعی ۳۵۲ مدرن محسوب می شود پا به میدان گذاشته بود. سولسشیر به خوبی از کیفیت بازیکنان موجود خود و ضعف های تیم خود آگاه بود که از بازی با وولورهمپتون اقدام به اتخاذ سیستم ۳ دفاعه کرد که علت چنین تصمیمی را شرح خواهیم داد.

یونایتد در دفاع به ۵۳۲ تبدیل می شد

والورده که نیاز به گلزنی داشت تا دست پیش را داشته باشد ،چون می دانست با ۴۳۳ هجومی تر از ۴۴۲ است آرایش خود را ۴۳۳ اتخاذ کرد. در حالی که همان طرح ریزی حمله همیشگی را داشت یعنی تلاش بر مالکیت توپ و کنترل بازی

اما به راستی که مورینیو در مورد تیمهای مالکانه درست می گفت :

” راز کلافه کردن چنین تیم هایی گرفتن فضا از آنهاست “

اما آنچه سولسشیر درنظر داشت این بود که می خواست عرض زمین را از تیم پوزیسیونی بارسا بگیرد و علت سه دفاعه بازی کردن هم همین امر و محافظت از half space ها بود و قصد بر این بود که بارسا را از محوطه جریمه خودی (box) دور نگه دارد به نوعی بلاک خود را بالاتر از حد معمول قرار داده بود درحالی که اگر مورینیو همچنان مربی یونایتد می بود، اتوبوس را عقب و عقبتر می برد اما تفاوت او با مورینیو این بود که او پلن B در چنته داشت که بعد به آن خواهیم پرداخت.

استراتژی سولسشیر برای محافظت از نیم فضاها

ایجاد بلاک ۵۳۲ فشرده به هنگام مالکیت بارسلونا

اما بارسا که استاد حاکم شدن بر بازی از طریق مالکیت توپ است ولی با یک نکته عجیب یعنی با کمترین تلاش و اقدام به گلزنی برد ارزشمندی را بدست آورد در گراف های پیش رو در مورد build up بارسا مشاهده می کنید که آنها رویکردی مثل همیشه را اجرا کردند یا از تاکتیک lavolpe استفاده می کنند یا فولبک ها در حالت هجومی مدافعان مرکزی باز بوسکتس تنظیم کننده ضربان بازی اما مسی نقشی متفاوت داشت که دربخشی مجزا به آن خواهیم پرداخت.

بیلد آپ بارسلونا در بخش مالکیت توپ (۱)

تاکتیک lavolpe که هافبک دفاعی به مدافع آخر تبدیل می شود و راهای ارتباطی بین بازیکنان بارسا با تشکیل مثلث و لوزی

طرح ریزی حمله بارسا در ضربات دروازه که یونایتد بعد از دریافت گل برنامه ویژه ای برای این تاکتیک داشت .

 

باید بگوییم که دو تیم خط دفاعی خود را تا حد امکان بالا می آوردند تا فاصله خطوط برای حفظ پرس و کانترپرس خود حفظ شود این امر دو مزیت دارد اول اینکه ایجاد فشردگی اطراف توپ به وجود می اورد و دوم برتری عددی برای بازپس گیری توپ در گراف زیر می بینید که هر دو تیم تلاش بر بالا نگه داشتن خطوط دفاعی می کردند.

بالا بودن خط دفاعی بارسا و بازی انتقالی یونایتد

بالا بودن خط دفاعی یونایتد و لحظه انتقال که منجر به واکنش دخئا شد .

در ۲۰ دقیقه ابتدایی زمانی که بارسا تلاش بر حفظ توپ با build up از عقب زمین می کرد. پوگبا مامور پرس کردن بوسکتس بود که اجازه بازیسازی به او داده نشود از طرفی با نیم نگاهی مراقب آرتور در سمت خود باشد(که در گراف زیر نشان داده شده است).

نکته دیگر در مورد این مدل دفاعی از بالا که توسط یونایتد اجرا می شد، دو حربه بسیار جالب دیده می شد اول اینکه تامینای عقب تر می نشست تا به نوعی پوشش باشد و فرد مامور پرس سنگین و درگیری با مسی میشد که علت این امر دوندگی و چابکی بالای او بود که نباید عملکرد درخشان او با ثبت ۱۵ توپ گیری و قطع توپ در شکستن رکورد interception چمپیونزلیگ را نادیده گرفت. از طرفی دیگر پوگبا با پرس بوسکتس به همراه لوکاکو و رشفورد یک آرایش مثلث شکل ارائه می دادند تا بارسا را مجبور به دادن پاس بلند کنند.

هرگاه یونایتد، بارسا را مجبور به بازی مستقیم کرد به علت برتری فیزیکی در هوا اکثر توپ های برگشتی را صاحب می شدند و بارسا در زمین خود می ماند این برنامه ای بود که سولسشیر پس از دریافت گل ارایه کرد.

 

حال به بررسی این نکته بپردازیم که چگونه گل به ثمر رسید ؟

 

گفتیم که یونایتد قصد داشت بارسا را از دروازه دور نگه دارد و عرض زمین را از آنها بگیرد همانطور که در عکس میبینید یونایتد در حال بالا آوردن دفاع است در حالیکه آنها در یک خط نیستند و تاکتیک hold the line را اجرا نکرده اند .

یونایتد در حالا بالا آمدن خط دفاعی

سردرگمی خط دفاعی یونایتد و عدم اجرای line holding

اینجاست که نبوغ مسی با یک فرار به پشت مدافعین در حالیکه سانتر اریب به کنارها است با سری بالا در نقطه کور سوراز را صاحب توپ میکند و گل به ثمر میرسد .
اما واکنش مدافعان درست است و با برگشت و پوشش از یکدیگر مسی را کنترل می کنند اما  یونایتد در اینجا  به وینگ بک های خود باخت .ابتدا در لحظه ارسال پاس و هدایت توپ به کنارها اشلی یانگ می بایست با مسی در گیر می شد یا سریعا پوشش اسمالینگ را می داد و اسمالینگ، لیندلوف و شاو به ترتیب پوش های یکدیگر می شدند اما دالو در صحنه ضربه سر سوارز کجاست ؟

دراین صحنه کاملا موقعیت اشلی یانگ مشخص است و از آن طرف دیگو دالو کجاست؟

نکته دیگری که باید در مورد سولسشیر و کادر فنی او گفت اینکه او برهمه چیز اشراف دارد حتی ضعف های تیم خود را واقف است ، او می داند که تیمش در محافظت از half space ها ضعیف است اما برای پوشش این فضاها در بخش دفاعی چه کرد؟

یونایتد با سوییچ شدن به ۵۳۲ پوگبا و تامینای در این فضاها قرار می داد تا بارسایی ها که در استفاده از این فضاها متبحر هستند را از کار بیاندازد که در این امر هم موفق بود که در عکس های قبل نحوه محافظت از این فضاها را با استفاده از استقرار پوگبا و تامینای توضیح دادیم .

حال پس از گل خوردن یونایتد چه تغییری کرد و چه شد که توانست با وجود مالکیت توپ کمتر تعداد اقدام به گلزنی بیشتری داشته باشد؟

اولین نکته اینکه منچستریونایتد پس از دریافت گل شروع بر پرس کردن بارسا کرد که در همان جلوی زمین که در یکی دو مورد توانستند توپ گیری کنند اما در خلق موقعیت ضعیف عمل کردند. نقش مک تامینای و فِرِد در این حربه تاکتیکی خارق العاده بود که تاکنون چنین کیفیت و سطحی از آن دو بازیکن مشاهده نشده بود.

دومین نکته، بازی انتقالی و سریع یونایتد که توانست چندین موقعیت خطرناک برای یونایتد ایجاد کند .

سومین نکته، بازگشت به اصل و سنتها بود(سانتر از جناحین) که در این مورد متاسفانه بخاطر ابزار موجود اکثر اقدامهای یونایتدی ها از سمت راست بی دقت بود و از طرف دیگر چون در سمت چپ دالو راست پا حضور داشت در زمان حمله بخاطر راست پا بودن بالانس ارسال از کنارها را از دست داده بودند

یونایتد اکثر حملات را از آن سمت طرح ریزی کرد در حالی که اشلی یانگ در آن سمت بیش از ۳۰ بار در طول بازی توپ را لو داد و در فاکتور cross accurcy یا دقت در سانتر بسیار ضعیف عمل می کرد اما دقیقا نکته همینجاست که اگر یونایتد دو فول بک یا وینگ بک تخصصی داشت قطعا این نتیجه حاصل نمی شد .

نقش لئو مسی در بارسا

او در تمام طول بازی در مرکز و میانه میدان مشاهد شد اما اینبار نه به عنوان ۹ کاذب این بار به عنوان وینگر کاذبی که نقش free roaming را به عهده داشت. این نقش، او را تمام طول بازی متمایل به مرکز میدان می‌ کرد این امر یک حربه کاملا تاکتیکی از طرف والورده بود تا در کنترل کردن بازی به آنها کمک کند

اکثر حرکات با توپ و بدون توپ او روی پای چپ و متمایل به مرکز

بارسا زمان هایی از بازی که تیم شان در انتقال به دفاع بوده و نیاز به ریکاوری دارد مسی به داد آنها می رسد به عقب می آید توپ را برای بارسلونا می چرخاند تا از لحاظ قلبی و عروقی برای درگیری و دوندگی بازیابی شوند. در این بازی در اصل انگار بارسا وینگر راست نداشت و مسی دائم در میانه میدان بود والورده از عمد این کار را کرده بود تا در مقابل هافبک های فیزیکی و جنگنده یونایتد برتری عددی ایجاد کند و از تکنیک منحصر به فرد او در فضاهای کوچک استفاده کند . در مورد او کافی است یک بار دیگر گل اول را تماشا کنید.

نقل قولی از دوست و استاد بزرگوارم جناب محمد نوپسند آنالیزور ارزنده درمورد سولسشیار عرض میکنم :

” شاید او تئوریسن نباشد ولی فوتبال را همانگونه که هست دنبال میکند وقایع فوتبال را درک می کند “

او بار دیگر تئوری خود را تکرار کرد به روش دیگر. در بازی پی اس جی یونایتد ابتدا ۴۴۲ بود و بعد با تعویض ها ۵۴۱ شد و در انتها با تعویض دالو مجدا ۴۴۲ شداین همان جایی است که پی اس جی قافله را وا داد . پس از تعویض کوتینیو و به میدان آمدن ویدال و شلوغ کردن میانه میدان و سمت راست که آماج حملات یونایتد بود، منچستر لینگارد را با دالو و مارسیال را با لوکاکو تعویض کرد با این تغییرات منچستریونایتد از آرایش ۳۳۲۲ به ۴۳۳ سوئیچ شد .

در این بازه زمانی یونایتد نتوانست بازی انتقالی و سریع خود را اجرا کند. البته تعویض والورده بسیار هوشمندانه بود چون یونایتد علی رغم اینکه ۷۵% حملات خود را از سمت چپ تیم خود اجرا میکرد در این بازی اکثر حملات خود را از سمت راست خود انجام میداد و حضور ویدال درآن منطقه موجب شد در دفاع عملکرد بهتری انجام بدهند.
در مقاله ای بنام ‘اوله گنار سولسشیر در منچستریونایتد،’ در همین سایت عرض کردیم که او از طرفداران پروپا قرص تاکتیک دویدن یار سوم است و بعد از ۴۳۳ شدن دو بار این تاکتیک را از عمق اجرا کردند که موجبات خطر آفرینی به روی دروازبه بارسا بود و در نهایت برگ برنده سولسشیر رو شد که پریرا به جای رشفورد به میدان آمد، البته این دو علت داشت :

  1. بارسا را سردرگم کنند

  2. از آنجایی که بارسا در زمان ۴۳۳ منچستر به خوبی از تمام عرض زمین استفاده می کرد یونایتد بر توپ و بازی انتقالی سریع خود تسلطی نداشتند همین موجب شد که بار دیگر به سیستم سه دفاعه تغییر آرایش دهد .

والورد هم نشان داد که بسیار مربی کاربلدی و مرد روزهای سخت است. فارغ از احساسات تمام تعویض های خود را جهت کنترل و تسلط برتوپ با گرایش دفاعی انجام داد تا دست پر از یونایتد خارج شود.

به هرحال این بازی ۹۰ دقیقه دیگر در نیوکمپ دارد و یقینا می تواند جذاب تر از این بازی باشد . آیا بار دیگر سناریو یوونتوس و پی اس جی با اوله تکرار می شود ؟

نویسنده : محمد هادی تهمتن

کاری از گروه فنی تاکتیکال آنالیز

 

درباره‌ی محمد هادی تهمتن

همچنین ببینید

بازی بدون مهاجم والورده مقابل آلاوز؛ ضعف ها و تفاوت ها در مقایسه با نسخه های پیشین

آگوست 2017   بازی گذشته بارسلونا با سیستم ۴-۶-۰ بار دیگر اسپانیای ۲۰۱۰ و بارسای …

دیدگاهتان را بنویسید